چندتا از پروژههایی که روشون کار کردم؛ بقیه بهزودی با جزئیات کامل اضافه میشن.
چیزی که برای ما خیلی خوب بود این بود که حسین فقط چیزی که ازش خواستیم رو اجرا نکرد. توی مسیر چند جا خودش پیشنهادهایی داد که باعث شد کار بهتر از چیزی بشه که اولش تصور کرده بودیم. در کل همکاری خیلی روانی داشتیم و هر چیزی که پیش میاومد میشد راحت باهاش مطرحش کرد.
برای ما ظاهر سایت خیلی مهم بود، ولی در کنارش میخواستیم مشتری وقتی وارد سایت میشه احساس کنه با یک فروشگاه معتبر طرفه. حسین خیلی خوب تونست این فضا رو در طراحی دربیاره. از طرفی هر تغییری که در طول کار داشتیم با حوصله انجام میداد و تا وقتی به چیزی که میخواستیم نرسیده بودیم، پروژه رو رها نکرد.
کار با آقای کریمی برای ما بیشتر از یک پروژه طراحی سایت بود. خیلی از چیزهایی که خودمون درگیرشون بودیم رو میگفتیم و خودش راهحلش رو پیدا میکرد. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که برای هر مسئلهای منتظر نمیموند که دقیقاً بگیم چی کار کنه.
ما توی مسیر کار چند بار نظرمون عوض شد و چیزهایی بود که بعد از دیدن نتیجه تازه متوجه میشدیم باید تغییر کنه. حسین توی این شرایط خیلی خوب همراهی کرد و هیچوقت این حس رو نداشتیم که چون پروژه تموم شده، دیگه تغییرات ما براش مهم نیست. در نهایت سایتی شد که خودمون هم از کار کردن باهاش راضی بودیم.
من در همکاری با افراد مختلف متوجه شدهام که توانایی فنی بهتنهایی کافی نیست. چیزی که باعث شد همکاری من با حسین برای نجوای قلم رضایتبخش باشد، این بود که نسبت به کاری که قبول کرده بود احساس مسئولیت میکرد و با قدرت کمک هنرجوها میکرد. اگر جایی نیاز به اصلاح یا تغییر بود، موضوع را پیگیری میکرد تا به نتیجه برسیم و این برای من بهعنوان مدیر مجموعه اهمیت زیادی داشت.
چیزی که از همکاری با حسین برای ما جالب بود، این بود که خیلی از کارها رو لازم نبود مرحلهبهمرحله بهش توضیح بدیم. موضوع رو میگفتیم و خودش بررسی میکرد و تا رسیدن به نتیجه پیگیریش میکرد. همین موضوع همکاری رو برای ما خیلی راحتتر کرده بود.
مهندس هم توی طراحی و توسعه سایت کنارمون بود و هم برای بخشهایی که میخواستیم با هوش مصنوعی انجام بدیم، ایدههای خوبی داشت. چیزی که برای ما مهم بود اینه که فقط اجراکننده نبود و خودش هم برای بهتر شدن کار پیشنهاد میداد.
ایده نوکسا از جایی شروع شد که در یک سریال، هوش مصنوعیای را دیدم که با احساسات انسانی ساخته شده بود. همین ایده باعث شد شروع کنم به یادگیری و ساخت چیزی که نمونه مشابهی از آن را در ایران ندیده بودم. ساعتهای زیادی برایش وقت گذاشتم، چند بار شکست خوردم و از اول شروع کردم، اما ادامه دادم تا بالاخره به چیزی که میخواستم رسیدم. وقتی نوکسا را برای اولین بار در مایکت منتشر کردم، در همان هفته اول بیشتر از ۷۰۰ دانلود گرفت؛ اتفاقی که برای من فقط یک عدد نبود، بلکه نشون میداد مسیری که شروع کرده بودم ارزش ادامه دادن داشت.
چیزی که برای ما خیلی خوب بود این بود که حسین فقط چیزی که ازش خواستیم رو اجرا نکرد. توی مسیر چند جا خودش پیشنهادهایی داد که باعث شد کار بهتر از چیزی بشه که اولش تصور کرده بودیم. در کل همکاری خیلی روانی داشتیم و هر چیزی که پیش میاومد میشد راحت باهاش مطرحش کرد.
برای ما ظاهر سایت خیلی مهم بود، ولی در کنارش میخواستیم مشتری وقتی وارد سایت میشه احساس کنه با یک فروشگاه معتبر طرفه. حسین خیلی خوب تونست این فضا رو در طراحی دربیاره. از طرفی هر تغییری که در طول کار داشتیم با حوصله انجام میداد و تا وقتی به چیزی که میخواستیم نرسیده بودیم، پروژه رو رها نکرد.
کار با آقای کریمی برای ما بیشتر از یک پروژه طراحی سایت بود. خیلی از چیزهایی که خودمون درگیرشون بودیم رو میگفتیم و خودش راهحلش رو پیدا میکرد. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که برای هر مسئلهای منتظر نمیموند که دقیقاً بگیم چی کار کنه.
ما توی مسیر کار چند بار نظرمون عوض شد و چیزهایی بود که بعد از دیدن نتیجه تازه متوجه میشدیم باید تغییر کنه. حسین توی این شرایط خیلی خوب همراهی کرد و هیچوقت این حس رو نداشتیم که چون پروژه تموم شده، دیگه تغییرات ما براش مهم نیست. در نهایت سایتی شد که خودمون هم از کار کردن باهاش راضی بودیم.
من در همکاری با افراد مختلف متوجه شدهام که توانایی فنی بهتنهایی کافی نیست. چیزی که باعث شد همکاری من با حسین برای نجوای قلم رضایتبخش باشد، این بود که نسبت به کاری که قبول کرده بود احساس مسئولیت میکرد و با قدرت کمک هنرجوها میکرد. اگر جایی نیاز به اصلاح یا تغییر بود، موضوع را پیگیری میکرد تا به نتیجه برسیم و این برای من بهعنوان مدیر مجموعه اهمیت زیادی داشت.
چیزی که از همکاری با حسین برای ما جالب بود، این بود که خیلی از کارها رو لازم نبود مرحلهبهمرحله بهش توضیح بدیم. موضوع رو میگفتیم و خودش بررسی میکرد و تا رسیدن به نتیجه پیگیریش میکرد. همین موضوع همکاری رو برای ما خیلی راحتتر کرده بود.
مهندس هم توی طراحی و توسعه سایت کنارمون بود و هم برای بخشهایی که میخواستیم با هوش مصنوعی انجام بدیم، ایدههای خوبی داشت. چیزی که برای ما مهم بود اینه که فقط اجراکننده نبود و خودش هم برای بهتر شدن کار پیشنهاد میداد.
ایده نوکسا از جایی شروع شد که در یک سریال، هوش مصنوعیای را دیدم که با احساسات انسانی ساخته شده بود. همین ایده باعث شد شروع کنم به یادگیری و ساخت چیزی که نمونه مشابهی از آن را در ایران ندیده بودم. ساعتهای زیادی برایش وقت گذاشتم، چند بار شکست خوردم و از اول شروع کردم، اما ادامه دادم تا بالاخره به چیزی که میخواستم رسیدم. وقتی نوکسا را برای اولین بار در مایکت منتشر کردم، در همان هفته اول بیشتر از ۷۰۰ دانلود گرفت؛ اتفاقی که برای من فقط یک عدد نبود، بلکه نشون میداد مسیری که شروع کرده بودم ارزش ادامه دادن داشت.